تبليغاتX
افرا - بارانی باید
داستان کوتاه - شعر - گزارش - خاطره - دل نوشته

 

 

مرادی می جویم

باوری

ره گم کرده ام

همچون قایقی

بر بیابانی مهیب

به خاک نشسته ام

سوزش آفتاب روز

و سرمای شباهنگام

تخته هایم گسسته است

آب می خواهم

سراب می بینم...

 

 

نوشته شده توسط افرا در ساعت 3:14 | لینک  |