چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387

مرادی می جویم
باوری
ره گم کرده ام
همچون قایقی
بر بیابانی مهیب
به خاک نشسته ام
سوزش آفتاب روز
و سرمای شباهنگام
تخته هایم گسسته است
آب می خواهم
سراب می بینم...
نوشته شده توسط افرا در ساعت 3:14 | لینک
|

مرادی می جویم
باوری
ره گم کرده ام
همچون قایقی
بر بیابانی مهیب
به خاک نشسته ام
سوزش آفتاب روز
و سرمای شباهنگام
تخته هایم گسسته است
آب می خواهم
سراب می بینم...