تبليغاتX
افرا - ...
داستان کوتاه - شعر - گزارش - خاطره - دل نوشته

 

غمگین که می شود افرا

دیگر اینجا نیست...

می پوسد

کپک می زند

چای روی میز صبحانه

تلخ می شود

سیم های موازی

آن بالا ها

میان مه و دود

چرخ می زنم

پر می زنم

دور می شوم

پوست پیاز

حرکت برگ های سپیدار

هیچ گاه

هرگز

برای افرا

زیبا نبوده است

نوشته شده توسط افرا در ساعت 8:10 | لینک  |