سه شنبه یازدهم تیر 1387

غمگین که می شود افرا
دیگر اینجا نیست...
می پوسد
کپک می زند
چای روی میز صبحانه
تلخ می شود
سیم های موازی
آن بالا ها
میان مه و دود
چرخ می زنم
پر می زنم
دور می شوم
پوست پیاز
حرکت برگ های سپیدار
هیچ گاه
هرگز
برای افرا
زیبا نبوده است
نوشته شده توسط افرا در ساعت 8:10 |
لینک
|